۲۵ اسفند ۱۳۹۸
اسفند ۲۵, ۱۳۹۸

۱۳ عامل اصلی افسردگی بعد از زایمان

اسفند ۲۵, ۱۳۹۸ ۰ دیدگاه

۱۳ عامل اصلی افسردگی بعد از زایمان

بارداری و زایمان وقایعی فیزیولوژیک و در اغلب موارد، خوشایند و دوست داشتنی هستند؛ اما گاه با عوارضی همراه می شود که می تواند در صورت بی توجهی، برای روان مادر خطرآفرین باشد. در زمانی که مادر با تولد نوزاد، انتظار تجربه های لذت بخش را در زندگی دارد.

با حالات ناشناخته و ناخوشایندی مانند نگرانی و اضطراب، احساس ضعف و ناتوانی، لذت نبردن از وقایع خشنود کننده زندگی، اختلال خواب و اشتها، عدم اعتماد و احساس بی کفایتی به عنوان مادر، مواجه می شود. در این شرایط مادر پس از زایمان، در معرض آسیب های جسمانی و روانی بیشتری قرار دارد.

سطح اختلالات خلقی بعد از زایمان
اختلالات خلقی که پس از زایمان رخ می دهد در ۳ سطح غم، افسردگی و روان پریشی شناخته می شود. آن دسته از اختلالات خلقی که ۳ تا ۶ ماه پس از اولین زایمان اتفاق می افتد به عنوان «افسردگی پس از زایمان» شناخته می شود.

۱۳ عامل اصلی افسردگی بعد از زایمان
به طور کلی عواملی که می تواند به فرد این هشدار را بدهد که آیا در معرض ابتلا به افسردگی پس از زایمان است یا خیر، در ۱۳ عنوان جای می گیرد. ۱-افسردگی قبل از بارداری، ۲-عزت نفس پایین، ۳- استرس مراقبت از نوزاد، ۴- اضطراب والدین، ۵- استرس های زندگی، ۶- بارداری پیش بینی نشده، ۷- حمایت نشدن های اجتماعی و خانوادگی، ۸- سابقه قبلی افسردگی در طول دوران زندگی، ۹- خلق و خوی نوزاد، ۱۰- ناراحتی بابت مادر شدن و مسئولیت هایش، ۱۱- نامناسب بودن وضعیت اجتماعی و اقتصادی، ۱۲- آرامش بخش نبودن روابط زناشویی و ۱۳-نداشتن رضایت مندی از زندگی مشترک. در ضمن کیفیت ارتباط مادر افسرده در کودکی با والد خود نیز در ابتلا به افسردگی پس از زایمان تاثیرگذار است.

علایم افسردگی بعد از زایمان :
نشانه های تشخیصی برای پی بردن به احتمال افسردگی پس از زایمان می تواند شامل نکاتی این چنینی باشد: مادری که کمتر با نوزاد خود بازی می کند، کمتر با اطرافیان ارتباط برقرار می کند، خود را مادری بی کفایت می داند، به نیازها و سر و وضع ظاهری خود اهمیت چندانی نمی دهد، در ارتباط برقرار کردن با همسر اظهار بی میلی می کند، نگرانی بیش از حدی در رابطه با سلامت نوزاد از خود نشان می دهد، مدام از خستگی و کمبود خواب شکایت دارد و همچنین شکایات جسمانی دارد؛ مثلا به طور مکرر اظهار می کند سردرد یا سرگیجه و حالت تهوع دارد.

در فکر مادران افسرده چه می گذرد؟
نحوه ارتباط مادر با نوزاد در رشد وی تاثیر بسزایی دارد به طوری که می تواند رشد نوزاد را به تعویق بیندازد. نوزادان با مادران افسرده بسیار تحریک پذیر هستند، فعالیت کمتری دارند و همچنین چهره غمگین تری نسبت به دیگر نوزادان دارند. سوال اساسی این جاست که چه موضوعاتی در فکر و ذهن مادر وجود دارد که وی را تا این حد افسرده و غمگین می کند؟

در پاسخ به این سوال می توان گفت: افکاری که در ذهن مادر بر اساس برداشت های غلط یا در اصطلاح تحریف شده به وجود آمده است و همراه با این افکار احساس غم، یاس و افسردگی در وی بروز می کند؛ مانند این که: «مادرم مثل بی عرضه ها با من برخورد می کند، انگار فقط خودش بچه به دنیا آورده»، «من مادر بی لیاقتی هستم چون نمی توانم از نوزادم درست مراقبت کنم»، «من از عهده نگهداری بچه به تنهایی برنمی آیم چون حتی نمی توانم به گریه بچه ام پایان بدهم»، «تا آخر عمرم باید پای این بچه بسوزم و بسازم»، «شوهرم منتظر بود تا بچه بیاید و من را به این بهانه سرگرم کند. از اول هم به من بی اعتنا بود»، «بارداری باعث شد توازن اندامم به هم بخورد» و «بچه داشتن همه برنامه های زندگی آدم را خراب می کند».

درمان افسردگی بعد از زایمان:
برای درمان افسردگی پس از زایمان راهکارهای زیادی وجود دارد که باید پس از شناخت نگرانی ها و ریشه های ایجاد آن، دست به انتخاب راهکار زد؛ بنابراین درمان به تعداد افراد می تواند متعدد و متفاوت باشد. در این جا به یکسری درمان های متداول اشاره می کنیم.

درمان هایی که باید توسط اطرافیان مادر ارائه شود
افزایش باور مادر بر میزان کنترلی که بر وقایع زندگی دارد: وقتی مادر از مسائلی مثل به هم خوردن نظم زندگی با تولد نوزاد، به هم خوردن توازن اندام، تحت تاثیر قرار گرفتن برنامه ریزی های آتی و … شکایت می کند، باید به وی یادآوری شود که وی هنوز هم می تواند با وجود فرزند برنامه های شخصی خود را دنبال کند و راه های متعددی برای نگهداری و مراقبت صحیح از فرزند وجود دارد؛ همچنین برای بازگشت به وزن ایده آل مراقبت ها و ورزش های قبل و بعد از بارداری قابل دسترسی و راهگشا است.